جمال رضايى
258
بيرجندنامه ( فارسى )
آهنگران قرار داشت . مرحوم « شفايى » بعدها يك شعبه از اين داروخانه را در نزديك « فلكهء » تازه تأسيس « نزارى » داير كرد . 3 - 5 - داروخانه حقيقى : در دههء سوم اين سده « سرّ الحقّ حقيقى » كه از فارغ التحصيلان مدرسهء داروسازى تهران بود و در مشهد به اين پيشه اشتغال داشت به بيرجند آمد و داروخانهاى به نام خود ( حقيقى ) داير نمود . « سرّ الحقّ حقيقى » از سرشناسان بانفوذ شهر بود كه در فعاليّتهاى گوناگون اجتماعى ، سياسى ، اقتصادى نقش مؤثّرى داشت . « سرّ الحقّ » فرزند « ملّا محمد حسين حقيقى » ( صاحبكار ) بود . در دهههاى بعد دو داروخانه توسّط « دكتر » هاى داروسازى داير شد و اكنون چندين داروخانهء معتبر توسّط اين افراد در بيرجند اداره مىشود . 6 - طبّ سنّتى : آدمى بسيار آسيبپذير است و هميشه در معرض آفات ، بلايا ، امراض و عوارض گوناگون مىباشد ، بدين لحاظ همواره مىكوشيده و مىكوشد كه خود را از آسيبها حفظ كند و يا آنها را چاره نمايد . تاريخ فرهنگى اقوام مختلف نشان مىدهد كه مردم هر نقطه از جهان پيوسته براى حفظ تندرستى خود مىكوشيدهاند و اگر به بيمارى و ناخوشى و عارضهاى دچار مىگشتهاند - بسته به آگاهى و تجارب و امكانات محيط خود - به چارهجويى برمىخاستهاند . از اينرو مردم هر سرزمين شيوهها و داروهايى براى درمان بيمارىها داشته و دارند كه نمايانگر تلاش آنان براى علاج امراض بومى و غيربومى و عوارض ديگر است و همانها هستند كه « طبّ سنّتى » هر قوم را تشكيل مىدهند و پايه و اساس « پزشكى جديد » نيز مىباشند . سابقهء پزشكى در ايران - اعمّ از عاميانه و عالمانه - به گذشتههاى بسيار دور برمىگردد . نوشتههايى كه از هزارههاى پيش در دست داريم - از جمله « اوستا » « 1 » - نشان مىدهد كه پزشكى در ايران باستان چه ويژگىها و چه اهميّتى داشته است . مردمى كه با چنين ديرينهء پربار در ايران زمين مىزيستهاند آگاهىها و تجربيّات خود را يا در كتابهايى نوشته به يادگار گذاردهاند و يا سينهبهسينه به نسلهاى بعد منتقل نمودهاند و با گذشت زمان بر اين تجربيّات و در نتيجه آگاهىها افزوده شده و « طبّ سنّتى » ما را بهوجود آورده است . غرض از اين اشارهء كوتاه
--> ( 1 ) . كتاب مقدّس آيين زردشت .